سديد الدين محمد عوفى
691
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )
بسى كردند مردان چارهسارى « 1 » * نديدند از يكى زن راستكارى « 2 » زن از پهلوى چپ گويند برخاست * مجوى از جانب چپ جانب راست نشايد يافت اندر هيچ بر زن * وفا در اسب و در شمشير و در زن حكايت ( 1 ) آوردهاند كه شقيق بلخى رحمة اللّه عليه « 3 » در شهر بلخ مجلس « 4 » مىگفت و بر لفظ او برفت كه گمان من آنست كه در شهر بلخ يك زن نكو نباشد . گفتند : اى خواجه چه مىگويى ! درين شهر چندان زنانند كه به روز روزه دارند و شب « 5 » در « 6 » طاعت « 7 » گذارند « 8 » ، اين كه تو فرمودى با ما بيان كن . شقيق گفت : شما يك زن « 9 » پارسا و نيكوكردار « 10 » بطلبيد و اختيار كنيد تا حال « 11 » او مر شما را روشن گردد « 12 » . پس زنى را اختيار كردند كه مدتها بود كه به روز روزه مىداشت « 13 » و به شب عبادت مىكرد « 14 » و نام او باشقيق بگفتند . گفت : اين زن شوهر دارد ؟ گفتند : دارد . گفت : شوهر او را بخوانيد . چون بيامد شقيق گفت : مرا به تو حاجتى هست « 15 » . مرد گفت : هر حاجت كه دارى « 16 » رواست « 17 » . گفت : مرا مىبايد كه به نزديك عيال خود كسى فرستى « 18 » و بگويى
--> ( 1 ) - مج : سازى ( 2 ) - مپ 2 : سازگارى ، مج : بازى ( 3 ) - مج - رحمة الله عليه . ( 4 ) - مپ 2 : وعظ . ( 5 ) - مپ 2 و مج : به شب ( 6 ) - مپ 2 - در ( 7 ) - مج + خدا ( 8 ) - مج : باشند ( 9 ) - متن : زنان ( 10 ) - متن + نيكو . مج : پارسا را ( 11 ) - مپ 2 : كه حلال او ( 12 ) - مج : كنم ( 13 ) - مج مىداشتى ( 14 ) - مج : نماز گزاردى ، مپ 2 - پس زنى را . . . مىكرد ( 15 ) - مج : است ( 16 ) - مج : هست ( 17 ) - مپ 2 : گفت فرماى ( 18 ) - مپ 2 : روى